عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

460

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

بود . مگسى روى بينى وى نشست - مرد نراند و تكانى نخورد ، پس از زمانى به سوى گوشهء چشمش رفت مرد به خوردن و خاراندن و گزيدن مگس تاب آورد و تكانى نخورد ، باز به پرهء بينى وى نشست ، . . . دوباره به پلك چشمش نشست ، مرد چشمش را آهسته بست . . . و سرانجام طاقتش طاق شد و . . . با آستينش او را راند . چون همنشينان اين حال را ديدند ، گفتند . ما گواه هستيم كه مگس سمج‌تر از سرگين غلتانك است و . . . مرد گفت : من خود را استوارترين مردم مىدانستم ، امّا اين مگس ناتوان بر من چيزه شد و مرا رسوا گردانيد و اين آيه را خواند كه : « وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ، ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ » « 1 » . لحن الموصلىّ . به اسحاق بن ابراهيم موصلى در استادى و زيبايى نواگرى مثل زنند . ابن عيينه در وصف كبوتر به دو تمثل كرده و گفته : و ورقاء تحكى الموصلىّ اذا شدا * بالحانه احبب بها و به من تحكى يعنى : و كبوترى كه هنگام خواندن ، آوازش به موصلى ماننده است ، خوشا به حال آن كبوتر و خوشا به حال موصلى ! كه كبوتر همانند او مىخواند . لحية التّيس . ريش بلند و انبوه را به ريش بز مانند كنند شاعر گفته : ليس به طول اللّحى * يستوجبون القضا إن كان هذا كذا * فالتّيس عدل رضا يعنى : به درازاى ريش شايستگى قاضى شدن به دست نتوان آورد ، اگر چنين مىبود بز دادگرى است چيره و خرسند كننده . لذّة الخلسة . جاحظ گفته : به مردى كه كنيزى را سخت دوست داشت گفتند ، با مبلغى بر او خرج مىكنى مىتوانى او را بخرى ! گفت : در آن صورت لذت [ عشق بازى ] دزدانه چگونه براى من حاصل مىشود ، و لذّت نگاههاى

--> ( 1 ) - سورهء حج - 73 .